عمومی
(23)
انرژی درمانی ریکی و کارونا ریکی
(21)
ماوراء الطبیعه
(58)
دانلود کتاب
(4)
گزیده هایی از کتابها و مجلات
(52)
یوگا
(1)
یوگا
(61)
کتاب چرخ زمان ( کارلوس کاستاندا )
(111)
سمبل های مقدس بودا (کتاب)
(38)
اکنکار
(24)
مراقبه های اوشو
(39)
گیاهان دارویی
(11)
واژه نامه
(7)
۶۴ تست خود شناسی
(1)
یکی از ویژگیهای کارلوس این بود که پیشبینیناپذیر بود. برخی مواقع سر موقع در قرار ملاقاتهایش حاضر بود، بعضی موقع دیگر یک ساعت دیر میرسید. این سیستم مزیت خودش را داشت، علاقه کمتری را به سرپا ایستادن ایجاد میکرد و موجب میشد که علاقه به صبور بودن بیشتر شود.
آن روز قرار ملاقات در دانشگاه مکزیکو بود.
در میان پرسشهای زیادی از او پرسیده شد که آیا به خدا اعتقاد دارد.
گفت که: « ساحران با تجربیات خودشان زندگی میکنند. آنها اعتقاد را به دیدن تغییر دادهاند. آنها با روح سخن میگویند نه تنها به آن اعتقاد دارند، بلکه آن را دیدهاند. اما آن را به شکل پدر مقدس دوست داشتنی که از بالا ما را میپاید نمیبینند، روح چیز رکتر و فوریتری است، حالتی از آگاهی است که به ورای عقلانیت میرود».
"هر چیزی که احساس ما را لمس کند یک نشانه است. تنها چیزی که نیاز دارید این است که ذهنتان را ساکت کنید و پیام را بگیرید. به وسیله چنین نشانههایی روح با بیان خیلی روشنی با ما سخن میگوید.
یکی از حاضران گفت که حتی اگر این موضوع استعارهای باشد، نظریه گوش دادن و یا صحبت کردن با روح بهطور افراطی مذهبی است.
اما کارلوس در تعاریفش سرسخت بود:
"صدا یک استعاره نیست! واقعی است! گاهی مواقع با کلمات صحبت میکند، برخی مواقع دیگر تنها نجوا میکند یا صحنهای را جلو چشمهایمان میسازد مانند یک فلیم. به این طریق، روح فرمانهایش را به ما میدهد که میتواند در یک کلمه خلاصه شود: "قصد، قصد!"
"روح به میزان برابری برای همه سخن میگوید، اما ما آن را تشخیص نمیدهیم. ما آنقدر مشغول افکارمان هستیم که به جای خاموش ماندن و گوش دادن، تمام گونههای متفاوت فرار را ترجیح میدهیم . به این دلیل است که صدای بهیاد آورنده وجود دارد.
آنها پرسیدند که صدای بهیاد آورنده چیست.
پاسخ داد که:
"آن منبع دقت است، راه دسترسی به سطح دیگری از آگاهی. ما تقریباً میتوانیم از هر چیزی برای تنظیم کردن خودمان با روح استفاده کنیم زیرا که آن در پس هر چیزی قرار دارد. اما چیزهای ویژهای ما را بیشتر از بقیه جذب میکنند.
"به طور کلی مردم طلسمها، آداب عبادت و یا شعائر مذهبی پیچیده خودشان را دارند، خصوصی و یا اشتراکی. ساحران باستان گرایش به عرفان و تصوف داشتند، آنها قویاً از الهام، طلسم، جادو، چوبهای جادویی و هر چیز دیگری که هشیاری منطق را شکست دهد استفاده میکردند.
" اما برای بینندگان جدید، این منابع بیهودهاند و میتوانند یک خطر را پنهان سازند: آنها میتوانند دقت یک شخص را بهگونهای منحرف سازند که به جای تمرکز بر میثاقهای آنی با روح، شخص معتاد به سمبلها شود. مبارزان امروزی از روشهای که کمتر آشکار باشند. دون خوان مستقیماً قصد سکوت درونی را پیشنهاد میکرد.
باتاکید بر کلمات بیان میداشت که ساحری هنر سکوت است.
"سکوت گذرگاه از میان کلمات است. هنگامی که ذهن ما ساکت میماند، جوانب باورنکردنی از وجودمان آشکارمیشود. با شروع از آن لحظه، شخص تبدیل میشود به وسیلهای برای قصد و اقتدار در تمام اعمالش جریان مییابد.
"در طول کارآموزیم، ولینعمت من گامهای دشواری را که مرا میترساند به من نشان داد، اما در همان زمان بلند همتی و آرزوی مرا تحریک میکرد، من میخواستم به همان اندازه که او قدرتمند بود، اقتدار داشته باشم! اغلباز او میپرسیدم که چگونه میتوانم حیلههایش را یاد بگیرم، اما او انگشت بر لب میگذاشت و به من خیره میشد. سالها وقت گرفت تا توانستم از درس بزرگ پاسخ او به این شیوه قدردانی کنم. کلید ساحری سکوت است.
یکی از حاضران از او خواست که مفهوم آن را توضیح دهد.
پاسخ داد که:
"قابل تعریف نیست. هنگامی که تمرینش کنید، درکش میکنید. اگر سعی کنید آن را درک کنید، آن را مسدود میکنید. آن را به شکل چیزی مشکل یا پیچیده نبینید، زیرا چیزی از دنیای دیگر نیست، آن تنها ساکت کردن ذهن است.
"میتوانم بگویم که سکوت مانند یک لنگرگاه است که کشتیها آنجا توقف میکنند، اگر که لنگرگاه مشغول باشد، جایی برای چیز جدید نیست. این تصور من از موضوع است اما حقیقت این است که من نمیدانم چگونه درمورد آن صحبت کنم.
توضیح داد که سکوت درونی تنها نبود افکار نیست. بیتشر معلق ساختن قضاوت است، برای نمونه یکی از تناقضات ساحران است، اینکه چگونه یاد بگیریم که «بدون کلمات بیاندیشیم».
"برای بیشتر شما، چیزی که میگویم عاقلانه نیست زیرا که شما عادت کردهاید که از ذهنتان برای هر امری مشورت بگیرید. برای کسانیکه تازه شروع می کنند مسخرهترین موضوع این است که افکار ما متعلق به ما نیستند. آنها از میان ما سخن میگویند. ...
"اگر شما از ذهن بپرسید به شما خواهد گفت که هدف ساحران نابخردانه است، زیرا که آن نمیتواند عاقلانه توضیح داده شود. به جای اینکه شما را آگاه سازد که بروید و آن هدف را به درستی تحقیق کنید به شما فرمان میدهد که پس موانع ثابت تفسیری پنهان شوید. بنابراین اگر میخواهید که شانسی داشته باشید، تنها یک را امکان دارد: اذتباط ذهنی را قطع کنید! آزادی با نیاندیشیدن بدست میاید.
"من مردمی را میشناسم که میدانند چگونه ذهنشان را ساکت کنند، و تفسیر اضافی نکنند، آنها درک خالصاند، آنها هیچگاه ناراحت یا پشیمان نیستند زیرا هر آنچه که انجام میدهند از مرکز تصمیمات شروع میشود. آنهایاد گرفتهاند که با اقتدار با ذهنشان رفتار کنند و در حالت صحیحی از آزادی زندگی کنند.
ادامه داد که سکوت حالت طبیعی ما است.
"ما از سکوت متولد شدهایم و به آن بازخواهیم گشت. چیزی که ما را آلوده میسازد، ایدههای اضافی است که به دلیل اجتماعی بودنمان در میان ما نفوذ میکنند .
"همخانوادههای ابتدایی ما، عادات اجتماعی دیرینهای دارند که هدف آنها کاستن سطوح فشار درون گروه است. برای مثال زمان زیادی را به نوازش و دلجویی یکدیگر ، بو کردن و یا گرفتن شپشهای همدیگر تخصیص میدهند.
"عادات آنها ژنتیکی است، بنابراین آنها نمردهاند، آنها در درون قرار دارند، درون شما و من. موجودات انسانی تنها یاد گرفتهاند که چگونه آنها را با کلمات جایگزین سازند. هر زمان که فرصتی مییابیم با صحبت کردن درمورد چیزی یکدیگر را آرام میکنیم. پس از هزاران سال همزیستی این وضعیت را به نقطهای کشاندهایم که تفاوتی ندارد که خواب باشیم یا بیدار، ذهن ما هیچگاه ساکت نمیماند، همیشه با خودش صحبت میکند.
"دون خوان میگفت که ما حیوانات غارتگری هستیم که با قدرت اهلیسازی(توجیحات) به خورندگان علف تبدیل شدهایم. زندگیمان را به نشخوار بیپایان نظرات در مورد هر چیزی میپردازیم. افکار را بهصورت خوشه میگیریم، هر کدام از آنها به دیگری وابسته است تا اینکه تمام فضای ذهن تماماً بسته میشود. آن صدا هیچ استفاهای ندارد زیرا که عملاً تمامیت آن صداها علاقه وافر خودبزرگ بینی هستند....
"زیرا آنها مرتبط با هر چیزی از هستند که از زمانی که بچه بودهایم، آموختهایم از این رو میتوانند به عنوان کوششی برای نبرد در نظر گرفته شوند. در حال حاضر شما امتیاز بزرگی دارید: تجربه کمین و شکار کردن. ساحران امروزی پیشنهاد میکنند که در دنیا بهگونهای زندگی کنیم که هیچ چیز مهمتر از چیز دیگر نیست و با همه چیز بهگونهای مساوی رفتار کنیم. یک مبارز شکارچی صاحب اختیار موقعیت میشود – ... – زیرا اینجا چیز وحشتناک موثری وجود دارد، عمل کردن بدون ذهن.
حاضران شماری تمرین عملی برای سکوت از او خواستند.
پاسخ داد که این یک موضوع بسیار شخصی است، زیرا سرچشمه گفتوگوی درونی با تاریخچه شخصیمان تغذیه میشود.